سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
113
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
« طحاوى » گفته است كه هرگاه چنين اتفاقى پيش آيد ما طبق فرمان على عليه السّلام رفتار مىكنيم و « ابو حنيفه » ، « ابو يوسف » و « محمد » هم در اين فتوا با ما هم عقيدهاند و در باب « بوسيدن زن در حال روزه » ، به سند خود از « ابو حيّان تيمى » از پدرش روايت مىكند كه در ملاقاتى كه « عمر » با حضرت على عليه السّلام داشت ، « عمر » پرسيد : اگر مرد روزهدارى زنش را ببوسد آيا روزه او باطل مىشود يا نه ؟ حضرت على عليه السّلام در پاسخ او ، فرمود : از خدا بپرهيزد و دوباره به چنين كارى اقدام ننماييد . « عمر » گفت : آرى چنين است كه مىفرماييد ممكن است بوسه ، مقدمهاى براى انجام دادن كار ديگرى بشود . [ همان كتاب در كتاب حدود 2 / 88 ] به سند خود ، از « ابو عبد الرحمن سلمى » از حضرت على عليه السّلام نقل مىكند كه گروهى از شامىها كه در آن روزگار ، « يزيد بن ابى سفيان » بر آنها حكومت مىكرد ، به بادهگسارى پرداختند و آن را حلال دانسته و اين آيه را به نفع خود تأويل كردند : * ( لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا ) * ؛ آنچه را كه مردم مؤمن و نيكوكار تناول مىكنند در تناول آنها مرتكب گناهى نمىشوند . وضع و حال آنها را در ضمن نامهاى به « عمر » گزارش داد . وى در پاسخ نوشت : آنها را پيش از آنكه مرتكب فسادى از ناحيهء خود شوند بسوى من گسيل دار . به محض اينكه آنان به « عمر » معرفى شدند ، با اصحاب خود دربارهء آنها مشورت كرد . همگان باتفاق گفتند : رأى ما آنست كه آنان فرمان خدا را تكذيب كرده و بدعتى در دين خدا ايجاد كردهاند كه موافق با حكم خدا نبوده است و بايد گردن آنها زده شود . على عليه السّلام در جمع اصحاب حضور داشت و ساكت بود . « عمر » گفت : يا ابا الحسن ! رأى شما چيست ؟ فرمود : رأى من آنست كه آنها را به توبه وادار كنى كه هرگاه توبه كردند ، بخاطر بادهگسارى هشتاد و هشت تازيانه بر آنها مىزنند و اگر حاضر نشدند توبه كنند ، گردن آنها را بزن ؛ به جهت آنكه هم خدا را تكذيب نمودهاند و هم آيه قرآن را بدون